سيد مرتضى بختيارى :
«ان العدل ميزان ا... سبحانه الذي وضعه فيالحق و نصبه لاقامه الحق»عدالت ترازوي خداوندي است كه براي بندگان نهاد و براي اقامه حق آن را نصب نمود.
در تعريف عدالت گفتهاند كه دادن حق هر صاحب حق عدالت است (اعطاء كل ذي حق حقه) اما اين تعريف متوقف بر آن است كه حق هر كسي چيست و ميزان اعطاء آن چگونه بايد باشد. در تعريف ديگري گفته شده عدالت آن است كه هر چيزي در جاي خود باشد (وضعالشي و فيما وضع له) اما اينكه موضع هر شي يا شخص كجاست و براي آن چه موضعي بايد در نظر گرفت خودپرسشي است كه همواره مطرح بوده و هر جامعهاي به فراخور درك خويش از مفهوم عدالت آن را جستجو مينمايد.
عدالتخواهي و عدالت اجتماعي از اركان معارف اسلامي و دعوت انبياء و پيامبر عظيمالشأن اسلام بوده و آرمان هميشگي انسانها و اجراي آن شعار همه دولتمردان است اما نقطة محوري اين مفهوم ميزان تطابق شعارها با اقدامات اجرايي دولتمردان است. با اين همه، نياز به عدالت احساس نيرومندي است كه انگيزش و كشش فراواني دارد. هر چند طي قرون و اعصار گذشته مبارزات سياسي بيشماري زيرپرچم عدالت انجام گرفته است اما با مرور تاريخ در مييابيم عدم درك صحيح از حقيقت عدالت سبب شده كه انسان ها يا عامل بيعدالتي بودهاند، يا قرباني آن گشتهاند و يا صرفاً به انتظار آن نشستهاند كه كشور ايران نيز از اين قاعده مسنثني نيست.
عبور ملت ايران از قرنهاي متمادي ظلم و جور نيز ميل آحاد ملت را به عدالتخواهي افزون ساخت. شكاف عميق ميان فقير و غني، استضعاف و بهرهكشي استكبار از ملت ايران، اختناق در فضاي سياسي و جهتگيريهاي ظالمانه نظام سلطه خشم و انزجار ملت ايران را برانگيخته و ظهور انقلاب اسلامي را به رهبري بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران موجب گرديد. بر همين اساس يكي از آرمان هاي تغييرناپذير انقلاب اسلامي به رهبري روحانيت بيدار و عدالتخواهي بود كه با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي اولين جاهايي كه مورد توجه رهبران انقلاب به ويژه معمار كبير انقلاب امام راحل (ره) قرار گرفت، مناطق محروم و تحت ستم بود، روستاها و مناطق دورافتاده كه قربانيان بيعدالتي به شمار ميرفتند در اولين روزهاي پيروزي انقلاب محل حضور نيروهاي انقلاب براي خدمترساني به شمار ميرفت اين ويژگي در جريان تصويب قوانين و مقررات هم در سالهاي اوليه انقلاب به خوبي نمايان بود.
با شروع جنگ تحميلي فرهنگ ايثارگري و شهادت، خداباوري، تقدم منابع جمعي با منافع فردي، مبارزه با استكبار و حمايت از فلسطين و مستضعفان جهان بينش عمومي را سمت و سو بخشيد و گفتمان دهه نخست انقلاب را به گفتمان انقلاب و دفاع مقدس صورت بندي نمود.
دهه دوم انقلاب به گفتمان سازندگي اختصاص يافت در اين دهه اگر چه توفيقاتي در حوزه هاي عمراني پديد آمد ليكن بروز برخي سياستهاي مبتني بر اشرافي گري و به حاشيه رانده شدن ارزشهاي فرهنگي به آفتي بدل شد كه آهنگ توسعه و تعالي كشور را ناموزون ساخت.
در دهه سوم انقلاب بروز گفتمان اصلاحات با شعار هاي اپوزيسيوني و مخالفت با وضع موجود پديد آمد ليكن ديري نپايد كه مولفههاي اصلاحات به ضد خود تبديل شد و شعار توسعه سياسي با غفلت از توسعه در ابعاد ديگر به ويژه عرصههاي اقتصادي كشور، رشد بيكاري، گراني و تورم افسار گسيخته را پديد آورد.
درك صحيح از وضعيت و اقتضائات كشور سبب شد تا جناب آقاي دكتر احمدي نژاد با شعار عدالت گستري، مهرورزي و خدمت رساني بي منت در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري، پشتيباني حداكثري ملت را به همراه داشته باشد. عدالت خواهي به عنوان محور اصلي فعاليت دكتر احمدي نژاد قرار گرفت و برنامههاي اجرايي او را در مديريت كلان كشور بر محور «عدالت گستري» پايه ريزي گرديد. برخوردار نمودن مناطق دور افتاده و محروم از امكانات عمومي، حضور هيئت وزيران در دورترين نقاط كشور، اولويت به طرحها و مصوبات با گرايش كمك به محرومين و رفع محروميت، عملي كردن شعار دفاع از مستضعفين و طلبكار كردن مردم از مسئولان در عمل همه و همه نشانههاي اجراي عملي عدالت در جامعه محصوب مي شد.
فرهنگ عدالت ورزي چنان به فرهنگ قابل قبول جامعه تبديل شد كه جريانات سياسي و مشروعيت هاي سياسي، احزاب و افراد در توجه به «عدالت ورزي» تفسير و تحليل مي شد. اين اتفاق ميمون و مبارك درحالي رخ افتاد كه متاسفانه ساختارهاي كامل براي عملي كردن اين شعار مهم قدر كافي وجود نداشت. يكي از اركان اجراي عدالت؛ حضور و تقويت قوه قضاييه و مجموعه ذيربط آن به شمار مي رود، جامعهاي كه قرار است در تمامي اجزا آن عدالت اجرا شود، ناگزير است دستگاه قضائي داشته باشد كه بتواند مجري عدالت در جامعه باشد. زيرا هميشه در مقابل عدالت، ظلم و اجحاف قرار دارد و براي برخورد با ظلم و ستم، شمشير برنده اي هم لازم است. گرچه عده اي را عقيده بر آن است كه براي اجراي عدالت بايد ريشهها را محكم كرد و مباني و خواستگاههاي ظلم را از بين برد و در حقيقت با علت مبارزه كرد نه معلول اما اين ايده و تئوري برخي مواقع ما را از برخورد با اجحاف گران و ظالمان به حقوق مردم دور مي كند لذا دستگاه قضايي با ابزار و امكانات مناسب و با برخورداري از قضات شجاع و عادل مي تواند دولت را در اجراي عدالت اجتماعي ياور باشد.
اينك و در آستانه هفته قوه قضائيه ياد شهيد مظلوم دكتر بهشتي سيد الشهداء انقلاب اسلامي كه جلوهاي بديع و راهگشا از عدالت است را گرامي مي داريم. رجوع به انديشه هاي اين سرمايه هاي بزرگ انقلاب و نظام ما را از انحراف از مسير اصيل انقلاب اسلامي باز خواهد داشت و از اسير شدن در دام شعار زدگي و سطحي نگري و عوام فريبي مانع خواهد شد.
آيت الله دكتر سيد محمد بهشتي نامي آشنا براي جامعه ما است. مجاهدتهاي ايشان در طي ساليان متمادي براي به ثمرنشستن انقلاب اسلامي و تحقق و نهادينه ساختن آزادي و تلاش هاي مداوم و بي وقفه در جهت تحكيم پايههاي نظام جمهوري اسلامي ايران مشهود و معروف است.
يكي از موضوعاتي كه به طور مبسوط در آثار و گفتار شهيد بهشتي برجسته است، مفهوم مهم و چند وجهي عدالت است. به جرات شايد بتوان گفت كه بنياد و محور اساسي انديشه آيت الله بهشتي گفتمان عدالتخواهي ايشان است و او به حق تبلور انديشههاي نوراني امام راحل (ره) و معمار دستگاه عدليه است.
در پايان ضرورت دارد با همكاري قوا به نقصهاي دستگاه قضايي، كمبودها و خواسته هايش توجه كنيم تا دستگاه قضايي بتواند بدون كمترين دغدغه و مشكل، عدالت را در جامعه علوي ما بگستراند و مردم بصير و قهرمان ايران اسلامي طعم شيرين عدالت را در همه عرصهها لمس نموده و خدمتگزاران خود در قواي سه گانه را با دعاي خير بدرقه نمايند.