مقاله
17 آذر 1398 11:36:29
در جستجوی صلح و عدالت برای کودکان

تروریسم به مثابه جنایتی کور در هر زمان و مکانی علیه افراد انسانی به ویژه کودکان ارتکاب می‌یابد. بی‌توجهی به کودکان چه به عنوان قربانی و چه به عنوان کودک می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری به آنان وارد کند. کودکان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه هستند و وقتی قربانی ترور می‌شوند، زندگی آینده آنان و خانواده شان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کودکان قربانی ترور معمولاً ویژگی‌های مشترکی مثل فقر، سن جوان، تحصیلات کم و فقدان موقعیت‌های شغلی دارند. گروه‌های مسلح و تروریست ها به طور کل افراد بی‌دفاع را هدف قرار می‌دهند. در کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان و منطقه جامو و کشمیر، تروریست‌ها شرایطی را ایجاد می‌کنند که در آن هزاران نفر بی‌خانمان تبدیل به طعمه می‌شوند.

در جستجوی صلح و عدالت برای کودکان
محمود عباسی
دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک


تروریسم به مثابه جنایتی کور در هر زمان و مکانی علیه افراد انسانی به ویژه کودکان ارتکاب می‌یابد. بی‌توجهی به کودکان چه به عنوان قربانی و چه به عنوان کودک می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری به آنان وارد کند. کودکان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه هستند و وقتی قربانی ترور می‌شوند، زندگی آینده آنان و خانواده شان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کودکان قربانی ترور معمولاً ویژگی‌های مشترکی مثل فقر، سن جوان، تحصیلات کم و فقدان موقعیت‌های شغلی دارند. گروه‌های مسلح و تروریست ها به طور کل افراد بی‌دفاع را هدف قرار می‌دهند. در کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان و منطقه جامو و کشمیر، تروریست‌ها شرایطی را ایجاد می‌کنند که در آن هزاران نفر بی‌خانمان تبدیل به طعمه می‌شوند.
در سایه سکوت مرگبار مجامع بین المللی امروز شاهد گسترش روزافزون خشونت، جنگ، کشتار و جنایت علیه کودکان در یمن، سوریه، عراق، فلسطین و میانمار هستیم و اتفاقات هولناکی که امروز در این کشورها می افتد نسل کشی، جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی و نقض آشکارحقوق بشر و حقوق بشر دوستانه بین المللی است.
جامعه جهانی در سال ۱۹۴۵ میلادی با تدوین منشور ملل متحد اهداف مشترک خود را با عبارت‌هایی مختلف و در موارد گوناگون اعلام داشت. در میان اهداف برجسته و کلان، حفظ صلح، یک محور اساسی است که تقریباً بر همه فعالیت‌های سازمان ملل سایه افکنده است. صلح برای کلیه آحاد جامعه ، منجمله اقشار آسیب پذیر که کودکان در صدر آن قرار دارند همانند آب و اکسیژن برای بشر لازم و بنیادی است. در قطعنامه صلح که در سپتامبر ۱۹۹۹ مصوب شد، مقرر گردید فرهنگ صلح از طریق اقدامات مناسب همه بازیگران مرتبط در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی قابل تامین است از ‌جمله تضمین اینکه کودکان از سنین اولیه از آموزش در مورد ارزش‌ها، نگرش‌ها و شیوه های رفتاری و روش‌های زندگی برخوردار شوند که آنها را قادر سازد تا هر اختلافی را با توسل به شیوه های مسالمت آمیز و در پرتو روح و کرامت انسانی و مدارا و رواداری و عدم تبعیض، حل و فصل نمایند. در دهه‌های اخیر، در میان همه بازیگران رسمی و غیر رسمی با توجه به گسترش افراطی‌گری و خشونت طلبی، بر نقش رهبران دینی، به عنوان منادیان ادیان الهی و دستوران دینی، تاکید شده است. کودکان که آینده سازان جامعه هستند، صلح را گسترش نخواهند داد مگر اینکه زمینه لازم برای آنها از طریق آموزش فراهم شود. حتی اگر میل سیاسیون به اذعان خودشان، دنباله روی از سیاست جنگ افروزی و تاسیس گروهک‌های تروریستی نظیر داعش و افراطیون تکفیری در مناطقی حساس باشد، کلام پر نفوذ رهبران دینی صلح طلب است که جوانان را از عضویت ناآگانه در این گروه‌ها باز می دارد و دیگر شاهد بروز گسترده خشونت و افراط مستقیم و غیر مستقیم علیه کودکان در پوشش باورهای مذهبی نخواهیم بود.
در گذشته غالباً وقتی سخن از صلح به میان می‌آمد، نبود جنگ و درگیری و خشونت به اذهان متبادر می‌گشت، اما به تدریج مردم دریافتند برقراری صلح واقعی و پایدار به وجود عناصر گسترده‌تری وابسته است. امروزه شاهد آن هستیم که با وجود تصویب اسناد متعدد حقوقی و سیاسی در مجامع داخلی و بین المللی و علی رغم تلاش در عرصه‌های رسمی و غیررسمی، ایجاد شرایط عاری از جنگ، ناآرامی، خشونت و ترس یکی از زیرساخت‌های ضروری برای صلح است، اما کافی نیست، این جنبه از صلح را امروز صلح منفی می‌نامند، یعنی آنچه نباید رخ دهد تا صلح محقق شود. در این میان، کودکان بیشتر از سایر اقشار جامعه به تامین صلح واقعی و پایدار نیاز دارند تا در بستری آرام و با رعایت حقوق خود، روند رشد و بالندگی را طی کنند. کودکان برخوردار از زیست صلح آمیز، آینده ای بهتر را برای جامعه بشری رقم می‌زنند. با گسترش موازین حقوق بشری و حقوق بشردوستانه بین‌المللی تا پایان قرن بیستم، انتظار می‌رفت آغاز هزاره سوم، سرنوشت جامعه بشری به گونه‌ای دیگر رقم بخورد و صلح و ثبات و امنیت را برای جهانیان به ویژه برای کودکان به ارمغان آورد، اما در دو دهه اخیر بروز چندین جنگ تجاوزکارانه و ظهور گروهک‌های تروریستی که به نام ادیان اقدام به افراطی گری مذهبی می‌کنند، در منطقه آسیای غربی و به ویژه جنگ‌های نیابتی در پرتو گسترش روز افزون تروریسم و حتی به نام مذهب میلیون‌ها کودک قربانی، مجروح و زخم خورده برجای گذاشته به گونه ای که فقط در یمن میلیون ها کودک در نتیجه جنگ و خشونت و تجاوز از فقر و فلاکت و گرسنگی و قحطی حاصل از جنگ در معرض قربانی شدن، هستند. بنا به گزارش گزارشگر ویژه خشونت علیه کودکان سازمان ملل، هر ۵ دقیقه یک کودک در اثر خشونت فوت می‌کند و در سطح جهان یک میلیارد کودک بین ۲ تا ۱۷ سال خشونت جسمی، جنسی، احساسی و یا اشکال مختلف خشونت را تجربه می‌کنند؛ از این میان ۱۲۰ میلیون دختر و ۷۳ میلیون پسر قربانی خشونت جنسی بوده‌اند.
در یکی از مفاد کنوانسیون حقوق کودک آمده دولت‌ها باید امکانات لازم را برای کودکانی که قربانی هر نوع خشونت شده‌اند فراهم کنند. کودکان قربانی ترور به عنوان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه باید به طور خاص مورد توجه قرار گیرند.مسئولیت اولیه پیشگیری از نسل کشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت عمدتا دولت‌ها هستند ودسترسی به عدالت برای کودکان باید در حاکمیت قانون لحاظ شود، اما عملاً تلاش های چندجانبه است که بازیگران مختلف جامعه می توانند به آن کمک کنند. در این راستا رهبران مذهبی به لحاظ نقش و تاثیر بسیاری که بر جوامع دارند می توانند در این عرصه نقش آفرینی کنند. زمانی که رهبران دینی سخن می‌رانند، پیام هایشان قدرت و توان گسترش دارد. رهبران مذهبی بینش منحصر به فردی نسبت به نگرش و شیوه‌های فرهنگی در جوامع خود دارند؛ لذا ظرفیت مناسبی جهت مقابله با کلیه انواع خشونت علیه کودکان به ویژه افراط گرایی مذهبی محسوب می‌گردند. اصول مشترک محبت، مهربانی، عدالت، عشق، برابری و عدم خشونت با خشونت علیه کودکان سازگاری ندارد. رهبران دینی می‌توانند با بهره‌گیری از متون مذهبی الگوهای مطلوبی را در اختیار والدین بگذارند تا به خشونت علیه کودکان پایان بخشند و کودک را به مثابه فردی دارای حقوق و کرامت، رشد دهند.
به همین منظور مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک ایران جهت تولید ادبیات صلح آمیز در حوزه کودکان با تاکید بر نقش بازیگران مختلف جامعه مدنی ازجمله رهبران دینی، با همکاری یونیسف و دانشگاه‌ها اقدام به برگزاری سلسله نشست‌های تخصصی در حوزه نقش رهبران دینی در پیشگیری از خشونت علیه کودکان شامل تبعیض، غفلت و بی توجهی، ازدواج زودهنگام و یا اجباری و خشونت جسمی، روانی و جنسی نموده است. در حدود بیست نشست تخصصی، رهبران ادیان رسمی کشور و اندیشمندان و صاحب نظران حوزه کودک گرد هم آمده و با تشریک آموزه‌های مذهبی بر داشتن نگاهی ویژه به کودکان و پیشگیری از افراط گرایی به نام مذهب صحه گذاردند و با واکاوی چالش های حوزه حقوق کودک، راهکارهایی مناسب برای بیرون رفت از وضع موجود ارائه کردند. بدون تردید با همکاری کلیه بازیگران رسمی و غیررسمی جامعه ازجمله رهبران دینی، می توان الگوی مناسبی جهت پیشگیری از ترویج ایدئولوژی افراط گرایی مذهبی تدوین کرد تا کلیه ابناء بشر، بخصوص کودکان و زنان در سایه صلح و امنیت زیست نمایند. از طرفی، نظام حقوقی ایران که مبتنی بر اندیشه اسلامی است، تلاش نموده برای ارتقاء حقوق کودک و تامین بسترهای لازم زندگی صلح آمیز اقدامات لازم را در ابعاد تقنینی، اجرایی و قضایی انجام دهد. در همین چارچوب جمهوری اسلامی ایران ضمن پیوستن به اسناد بین المللی، شاهد تحولات تقنینی قابل توجهی بوده است و در ابعاد مختلف، تدابیر قانونی برای شناخت صلح منفی و صلح مثبت برای کودکان معمول داشته است. به عنوان نمونه جهت پیشگیری از خشونت علیه کودکان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان سال ۱۳۸۱ کلیه افراد زیر ۱۸ سال را تحت حمایت خود قرار داده است. همچنین در قانون مجازات اسلامی، برای ارتکاب انواع جرایم علیه کودکان مجازات‌های متنوع مقرر شده است. طی سال های اخیر نیز برای حمایت از کودکان و نوجوانان بی-سرپرست و بدسرپرست نیز قانونگذاری‌های لازم صورت گرفته است. البته با وجود همه تلاش‌های صورت گرفته در نظام حقوقی ایران برای تامین حقوق همه جانبه کودک و ایجاد بستر مناسب صلح آمیز برای رشد و شکوفایی همه کودکان به ویژه حمایت همه جانبه از بزه دیدگی کودکان، هنوز با چالش‌های جدی در ابعاد مختلف مواجه هستیم که انتظار می رود با تصویب نهایی لایحه حمایت از اطفال و نوجوانان در مجلس شورای اسلامی به این نقیصه پایان داده شود.
تحقق عدالت برای کودکان قربانی ترور به طور کل نیازمند یک نظام قضائی جدید است. دولت‌ها باید در نظام حقوقی داخلی خود تدابیر حقوقی لازم را برای حمایت از کودکان در مقابل اقدامات تروریستی و یا به کارگیری آن‌ها توسط گروه‌های تروریستی اتخاذ کنند. این کودکان ممکن است دچار وضعیت روانی بدتر شده و یا امید خود را از دست بدهند و آسیب های وارده به آنان بیشتر شود. براساس یکی از اسناد کمیته حقوق کودک، زمانی که محیط نامناسب و خصمانه باشد، صدای کودکان شنیده نمی‌شود. رفتار توأم با احترام با کودکان از قربانی شدن دوباره آن‌ها جلوگیری می‌کند. دسترسی به عدالت و بازگرداندن شأن و کرامت کودکان بیشترین منفعت را برای کودکان دارد.



Powered by Tetis PORTAL