حقوق شهروندی و حقوق بشر
6 مهر 1399 9:3:57
ایالات متحده صلح را در مسلخ خشونت قربانی کرده است

به گزارش روابط عمومی وزارت دادگستری، محمود عباسی معاون حقوق بشر و امور بین الملل وزیر دادگستری که در همایش روز جهانی صلح در سالن همایش های شورای اسلامی شهر تهران سخن می گفت با اشاره به سخنرانی رییس جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل از صلح سخن می  گوید و تاریخ درخشان یک ملت در ترویج فرهنگ صلح، ترامپ رییس جمهور ایالات متحده بر طبل خشونت می کوبد و صلح را در مسلخ خشونت قربانی می کند. وضعیت اسفناک نقض آشکار حقوق بشر در چند ماه گذشته ایالات متحده از زمان قتل جورج فلوید تاکنون چهره عریان فرهنگ و حقوق بشر آمریکایی را به نمایش می گذارد. در این همایش که مهندس هاشمی – رییس و اعضای شورای اسلامی شهر تهران، میر محمد صادقی رییس کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو، رییس انجمن مطالعات صلح و دبیر اول سفارت افغانستان و جمعی از اساتید و صلح پژوهان حضور داشتند عباسی با ارائه تعریف صلح و مفاهیم غربی و شرقی آن گفت: یکی از مسائل اساسی در دنیای امروز، مساله صلح و پرهیز از خشونت می باشد. در طول جنگ جهانی دوم و بعد از آن، حفظ صلح، مهمترین دغدغه جامعه جهـانی شد و تمام هدف های دیگر از جمله احترام به سایر قاعده های حقوق بـین الملـل و برقـراری عـدالت تحت‌الشعاع آن قرار گرفت. صلح، فارغ از معنا و مصداق آن، در ادبیات کنونی حقوق بین الملل به عنوان یک حق فردی و جمعی بشری در منظومه نسل سوم حقوق بشر مورد توجه قرار دارد. حق بر صلح، جـامع تـرین حـق بشری است چرا که برای تحقق آن می بایست پیش شرط  های گوناگونی فراهم شـود، هـم چـون حقوق مدنی و سیاسی (آزادی ها)، حقوق اقتصادی اجتماعی فرهنگی، حقوق برابری و ... بـدیهی اسـت تـا زمانی که کلیه این پیش شرط ها که به نوعی در بندهای دوم و سـوم مـاده اول منشـور بـه آن اشاره شده است، محقق نشود، صلح ایجاد نخواهد شد و اگر هم ایجاد شـود صـلحی گـذرا است. مقوله صلح را نمی توان از ارزش¬های انسانی همچون عدالت، توسعه و امنیت جـدا دانسـت. لذا صلح پایدار جهانی بدون وجود ارزش های مذکور تحقق نخواهد یافت. ناامنی، نیروی امیـد بـه زندگی را از انسان می گیرد و جوامع را به سمت وسوی بی ثباتی و به خطر افتادن صلح پیش می برد. عدالت نیز یکی دیگر از مبانی اولیه و مهم صلح است، زیرا در جامعه ای که عدالت نباشد نمی تـوان انتظار تحقق صلح را داشت. در واقع، عامل بسیاری از بحرانها، جنگ ها و نـاامنی هـای گذشـته و حال، در تبعیض ها، بی عدالتی ها، توسعه نیافتگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نهفتـه اسـت. بنـابراین صلح، عدالت، توسعه و امنیت عناصر لازم و ملزوم همدیگر هستند و بدون شک صلح پایدار بدون این عناصر، قابلیت تحقق نخواهد داشت. یکی از خطراتی که در سال های اخیر جهان را به مخاطره افکنده و توجه زیادی به آن جلب شده است پدیده تروریسم است. اگرچه کشورهای مختلفی در طول تاریخ با این پدیده دست به گریبان بوده اند و هر یک به نوعی رأساً با آن مبارزه می‌کرده اند، اولین اقدامات سازمان یافته برای مبارزه با تروریسم را می توان همکاری سازمان یافته دولت ها در چارچوب جامعه ملل جستجو کرد. با ابتکار این سازمان، کنوانسیون راجع به پیشگیری و سرکوب تروریسم در سال 1937 امضا شد که البته هیچگاه لازم الاجرا نشد. در سال های پس از تشکیل ملل متحد، اقدامات وسیعی برای همکاری دولت ها برای مبارزه مؤثر با این پدیده به عمل آمد ولی به دلائل مختلف بر وسعت تهدیدات ناشی ازعملیات تروریستی افزوده شد.
وی در جمع بندی سخنان خود گفت: مفاهیم صلح و امنیت بین المللی در گذشته محدود بود و از مرزهای دولـت هـا چنـدان فر اتـر نمی‌رفت. لذا استقلال و حاکمیت ملی دولت ها مهمترین رکن امنیت بین المللی تلقی میشـد. از منظر این دیدگاه، دولت‌ها هم منشأ اصلی تهدید تلقی می‌شـدند و هـم مسـئول برقـراری امنیـت. تأمین امنیت بین المللی نیز منوط به تأمین امنیت ملی بود. دیگر صلح مساوی با عدم برخورد نظامی تلقی نمی‌شود بلکه فقر، گرسنگی، تبعیض، فقدان دموکراسی، حکومت ناکارآمد، نقض حقوق بشر، زمینه سـاز تهدیـد صـلح و امنیـت بـین المللـی تلقی می‌شود. در این دیدگاه حتی مداخله در امور داخلی دولت‌ها نه تنها غیرقانونی نیست بلکـه زمینه‌ساز صلح و امنیت بین المللی محسوب می‌شود.


سایر عناوین


Powered by Tetis PORTAL